اولین سوالی که جواب دادی.
امروز 23/فروردین/94 صبح ساعت 11 خونه خودمون در آغوش مادر رادمهر من و چنتا دوست داری؟ عزیزم گفت :ده از شدت ذوق بوسه بارونت کردم ، قبلا چند بار این جملات و برات تکرار کردم ولی هیچ عکسالعملی ازت ندیدم و فکر نمیکردم به یاد داشته باشی حرفام. صدات و ضبط کردم برای بابایی فرستادم تا در این لحظات شاد شریکش کنم ، خاطره ساز زندگیم دوستت دارم.
نویسنده :
مامان
0:18





